تبلیغات
dokhtare ashoo0oob - مطالب شهریور 1394

dokhtare ashoo0oob

تـودورانــی هســتـیـم ؛ کــهـ حشــریـتــ ،گــوه زده بــهـ بـشـــریـتــ

هیس....!

هیس.......!تهدیدم نکن......!
من غرورم رابه دنیا
هم نمیدهم.......!ازعشقم که
عزیزترنیستی.......!
من......!اوراهم به غرورم
فروختم........!



+ نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور 1394 ساعت 10:09 ق.ظ توسط parnia | نظرات()



هه...!

گفتم:"بوسیدن"روبلدی؟
ازخوشحالی پردرآوردوگفت:
آره بلدم!
گفتم:منوخاطراتمو"ببوس"بذارکنار
هرررررررررررری!!!!



+ نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور 1394 ساعت 11:37 ق.ظ توسط parnia | نظرات()



خاااااص

اَخــلاقَـم اینطــوریــه

تــا جایــی بـاهـات راه مــیام

کــِه بــاهـام روراســت بــاشـی

اَگه نـَباشــی اِدامــِه مـَسیـرو

اَز روت رَد مــیـشَـم…..

شــــَــک نـــکن



+ نوشته شده در شنبه 28 شهریور 1394 ساعت 11:40 ق.ظ توسط parnia | نظرات()



تنهایی بهتراست...

تنهایی بهتراست
ازبودن باکسی که بودنش دروغ محض
است
دلش که هیچ...
حواسش هم به تونیست
وفقط زمانی باتوست که کسی را
ندارد!....



+ نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور 1394 ساعت 08:07 ب.ظ توسط parnia | نظرات()



سلامتی مرد...

سلامتی مرد...
نه اون جوجه مایه داری که چسبیده ب
باباش...
اونی که ازخودش مایه گذاشت نه جیب
باباش...
نه اونی که به عالم وآدم توخیابون چشم
داشت...
اونی که عالم وآدم رومثل ناموس خودش روچشم
داشت...
نه اونی که رفیقاشوبه جنس مخالف
فروخت...
اونی که پای رفاقت آسمونوزمینوبه هم
دوخت...
نه اونی که مخاطب خاصش پیشش اهمیت
نداشت...
اونی که مخاطب خاصش کوهی ازحمایت جز
اون نداشت...
نه اونی که افتخارش تعداددفعاته زمین
زدناشه...
اونی که افتخارش تعداد دفعات اززمین بلند
کردناشه...
نه اونی که هرروزبایکی پرید...
اونی که چشماش جزمخاطبش کسیوندید
.
.
.
خلاصه...
نه اونی که نربود
اونی که مردبود!



+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور 1394 ساعت 01:33 ب.ظ توسط parnia | نظرات()



توومن

توباپولات رژوریمل میخری

من بابیشترش لواشک وشکلات

تودوست پسرتوبوس میکنی برات شارژبخره

من مامان وباباموبوس میکنم دنیاروبرام میارن

توتوهپروت میزنی

من خلاف سنگینم قلیونه



+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور 1394 ساعت 11:47 ق.ظ توسط parnia | نظرات()



بی احساسم...

یکی بهم گفت:بی احساسی!

میخوام بهش بگم:درحدی نیستی که حست کنم،

چه برسه بخوام احساسموخرجت کنم...؟؟!!

هه



+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور 1394 ساعت 11:43 ق.ظ توسط parnia | نظرات()



اینجوریاس

منظورم به خیلیاس که بدونن

اینجوریاس

همیشه سرم بالاس چون بالا سرم

خداس

خیلی وقتاتوخودمم

چون من عاشق

خودمم

گاهی وقتاهستم روفاز

گاهی وقتام

هی فازروفاز

حالا شمام هی به خودت

بناز



+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور 1394 ساعت 11:28 ق.ظ توسط parnia | نظرات()



سردکه بشم...

سردکه شدم
دیگه واسم مهم نیس کجایی،چیکارمیکنی...
سردکه بشم...
نه دیگه برام مهمی،نه دیگه بهت میگم بیاببینمت...
سردکه بشم...
یه ساعت که هیچی یک سالم بگذره بهت پی ام نمیدم...
سردکه بشم...
صدنفرم بیان زیرپستات قربون صدقت برن
چیزی نمیگم...
حواست باشه...
سردکه بشم...
همونقدرکه برام مهم بودی بی اهمیت میشی...
حواستوجمع کن...



+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور 1394 ساعت 11:16 ق.ظ توسط parnia | نظرات()



گرگ باش...

گرگ باش!مغرور!برشب پادشاهی کن...
میخوای خنجربزنی ازروبه روبزن...مثل گرگ تعصب داشته باش،مثل گرگ حتی به شیرهم رحم نکن...
مثل گرگ رودرروحق بگیر...به مانندگرگ باش...دوستانت رالیس بزن،دشمنانت راگازبگیر...گرگ باش دشمن رابدر...
دربرابر سگان ولگردبی تفاوت باش...آنهاباپارس کردن های بیهوده زنده اند...گرگ باش...بی اعتمادباش...
بی اعتنا...همیشه باگله اماتنها...



+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور 1394 ساعت 11:06 ق.ظ توسط parnia | نظرات()



ازاین شانسام نداریم که!

 من فقط عاشق اینم؛
به طرف بگم جداشیم،
بعدبگه:
.
.
.
.
.
.
.زرنزن بیابغلم،
مال خودمی حالیته؟...
خاک توسرم ازاین شانسام نداریم که!
طرف میگه اوکی،هرجورراحتی.
بای...



+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور 1394 ساعت 10:55 ق.ظ توسط parnia | نظرات()